من خوچحالم هوار تاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
یکی بیاد منو بگیرههههههههههههههههههه
بعد از کلی دعا و نذر و نیاز بالاخره همه چیز تموم شد.
بعد از کلی دلهره
اشکهای شبانه
بغض هایی که راه نفس کشیدن رو برام بسته بود
اعصاب خورد شدن ها
و ....
همه چیز تموم شد.
باورم نمی شه.
خدا مهسا رو واسه همیشه بهم برگردوند
خدا جونم عاشقتم
خیلی خوشحالم واسه اینکه گذاشتی دوستیمون ادامه داشته باشه

مرسی که انقققققققققققققد منو مهسا رو دوست داری و کاری کردی که همیشه مدیونت باشیم
من واقعا نمی دونم چجوری ازت تشکر کنم
از امروز شروع می کنم به ادای نذر
شنبه ۲۵/۵/۸۷
******
۳شنبه ۲۸/۵/۸۷
خدا جونم چراااااااااااااااااااا؟
آخه چرا؟
یعنی خوشحالیه من فق ط ۳ روزه بود؟![]()
یعنی منو دوست نداری؟
چرا مهسا باید الان به خاطر قلبش بیمارستان باشه؟
مگه چه گناهی کرده که سرطان دست از سرش برداشت و قلبش اینجوری شد؟
خدای گنده ی من.من مهسا رو از تو می خوام
******
پ.ن:واسش دعا کنین.ازتون خواهش می کنم.میسی
در طول این غیبت صغری به چندین بازی دعوت شدم تا اونجایی که حضور ذهن دارم ۳تا از طرف نگار و محدثه بود.اگه بازم هست بگین ، من عشقه بازی ام ولی آلزایمر دارم
چشمامونو می بندیم و فکر می کنیم.۳تا چیزی که بهمون انرژی میدن رو انتخاب می کنیم و می نویسیم.
۱.خدا
۲.آب
۳.خواب!
24 ساعت آخر!
خب چیکار می کردم؟احتمالا از همون اولین ثانیه گریه می کردم تا آخرین صدم ثانیه!
خب از همه بیشتر دلم واسه مهسا تنگ میشه که دیگه نمی تونم ببینمش.
بهش اس ام اس میزنم و می گم تا 24 ساعت دیگه می میرم
.میای ببینمت؟اونم احتمالا باورش نمی شه و میگه خفه شی راحت می شم
(آخه من هروقت می گم بمیرم چیگار می کنی همینو می گه)بعد به جون خودش قسمش میدم و می گم به جون مهسا راست می گم
.اگه باور کنه قبول می کنه و میاد.وقتی اومد انقد تو بغلش گریه می کنم تا بمیرم
...
آهان
.اول از همه اگه بتونم میام نت و از همه خدافیسی می کنم(چون مهسا از وبلاگ خبر نداره و اگه می شد در حضور اون آپ می کردم)بعد یه اس ام اس می نویسم واسه طلب حلالیت و سند تو آل می کنم
.بعدش به مهسا اون بالایی هارو
می گم.کلا موجود بی آزاری ام ولی ناخواسته با بعضی از کارام یا حرفام بعضیارو اذیت کردم دیگه!
از فک و فامیل که دل خوشی ندارم
.خواستن حلال کنن نخواستن هم فدای سرم
.به نازنین اس ام اس میزنم و می گم من به تو خیانت کردم
.پیلیز فور گیو می!
هرچقد هم بپرسه چیکار کردی؟
میگم به تو چه!
مامانمو بغل می کنمو میگم منو ببخشه اگه اذیتش کردم
.بقیه دیگه مهم نیس می بخشن یا نه
.چون کاری نکردم که
.بهدش دیگه همه ی وقتم رو با مهسا می گذرونم .
دیگه چیزه به خصوصی به ذهنم خطور نمی کنه!
24 ساعت تموم شد.
سرمو میذارم و با خیال راحت می میرم!
10 تا چیزی که دوست دارم:
(حتما باید چیز باشه؟ شخص هم میشه دیگه!)
1.مهسامن عاشق این دخترم ، در حد مرگ!
2.یه زندگیه آروم!(آرزو بر جوانان عیب نیست!)
3.نقاشی،طراحی،کلا کارای هنری
4.مقادیر بسیار زیادی پول تا بتونم هر کاری می خوام بکنم
.اول اینکه یه مدتیه جوگیر شدم به نیازمندا و بیمارای سرطانی،هموفیلی و ... کمک کنم(حس انسان دوستی و نی نیه ایثارگر و اینا
)بهدشم چیزایی که نیاز دارم و رو تهیه کنم.پول در این حد.زیاد نمی خوام.کافیه!
5.صلوات فرستادن
.انقذه خوفه
.انقذه آرومم می کنه
.خوب دروغ چرا!من نماز نمی خونم.یعنی نماز نخوندن رو دلیل بر بی دین و ایمان بودن نمی دونم
.ولی خیلی ذکر می گم که همین صلوات رو شاخشه!البته جوگیر شدم نمازم بخونم(حس با خدا بودن و نی نیه مسلمون و ادای نذر و اینا
)
6.در آینده ایشالا واسه خودم مستقل شم و کار کنم
.عشق کارم دیگه.چی کارش میشه کرد.(حس کارمند بودن و نی نیه حسابدار و اینا
)
7.عروسک
!(بدون شرح)
8.رمان
9.مرور یه سری خاطرات
10.توسط دیگران دوست داشته بشم
.انقد خوشم میاد وقتی یکی بهم میگه دوستت دارم.ذوق می کنم
.البته بستگی داره طرف کی باشه.مثلا وقتی مهسا بهم میگه تو دنیا فقط تورو دوست دارم ، دلم می خواد بغلم باشه انقد بوسش کنم تا خسته شم.
10 تا چیزی که بدم میاد:
1.نا امیدی!به خدا دلم می خواد بزنم این مهسا رو خفه کنم از بس نا امیده! اه، من که مردم از بس دلداریش دادم.
2.حسادت!دیدی بعضیا تا تو تصمیم می گیری یه غلطی بکنی ، اونا زودتر از تو انجامش میدن؟(به عبارتی چشم و هم چشمی دیگه؟)
3.تهمت زدن!تا حالا این کارو نکردم که ببینم چه لذتی درش هست. ولی نزدیکانم تا تونستن واسه من این کارو کردن.
(واسه همین گفتم از فامیل دل خوشی ندارم!)
4.غیبت و حرف و حدیث!تو فامیل یه سری هستن،دیدین؟
5.ادعا داشتن!مثلا بعضیا خیلی ادعا دارن که خوشگلن و آخره تیریپن و کسی به گرد پاشونم نمیرسه و خدا رو بنده نیستن.
6.تو بد وضیعتی باشی در حد اورژانسی ولی کسی درکت نکنه!
واسه من که خیلی آدم توداری ام و همه ی عمرم رو به تنهایی تو اتاقم می گذرونم بد دردیه.نمونه ش همین چند روز پیش.نه حالم خوب بود نه اعصاب داشتم. یه نفر در کمال حماقت خوردم کرد.منم تنها چیزی که تونستم بهش بگم این بود : "مرسی که درک می کنی تو چه وضعیتی هستم.بای"
7.کوچیکتر از خودم باهام دهن به دهن بذاره.آی حرص می خورم
.منم که نمی تونم جلوی زبونمو بگیرم،تا جایی که می تونم ادامه میدم و جوابشو میدم.
8.یکی نقطه ضعفتو بدست بیاره و از اون راه بهت ضربه بزنه!
من بدم میاد یکی گوشی شو خاموش کنه.مهسا هم تا ازم دلگیر می شه سریع خاموش می کنه.ولی قربونش برم دلش نمیاد و زود روشن می کنه.
9.دو رویی!
خاله:سمیرا موهات خیلی بهت میاد.
من(ذوق کردم در حد مرگ):جدا؟
خاله به مامان:به سمیرا بگو میاد خونه ی ما موهاشو اون مدلی نکنه!نه بهش میاد نه شوهرم خوشش میاد.
من(جوش میارم در حد مرگ)
...
من:مانتوم قشنگه؟
سمانه:آره،مبارکه.
سمانه به مامانم:سمیرا می تونست با پولی که داده واسه اون مانتو یکی بهترش رو بخره.انقد نازکه که انگار 100 بار شسته شده!![]()
10.سر کوفت زدن!بابا حالا یکی یه اشتباهی کرده،تو هی باید سرکوفت بزنی بهش؟
هرکی میخواد بازی کنه
پ.ن: مهسا دختره ها. ذهنیت بد براتون درست نشه یه موقع.نازلی می شناستش.من عضو گروه آنتی بوی می باشم.از من بعیده انقد از یه پسر تعریف کنم.لپ گلی نیز به خاطره ها پیوست قربونم بره!
پ.ن: یکی ازم معرفی رمان خواسته بود که ترجیح دادم اینجا بگم.روزهای خاکستری ، پریچهر ، مهر و مهتاب ، یاسمین ، رکسانا ، غرور عاشقان ، چشمهایی به رنگ عسل ، پارسا ، همخونه ، دالان بهشت ، شب نیلوفری ، عشق دات کام ، حریم عشق ، ساغر ، نیوشا ، گندم ، الهه ی شرقی ، الهه ی ناز 1 و 2 ، طلسم عشق ، یادش بخیر نازلی ، کسی پشت سرم آب نریخت ، دخترم ایلگار ، سهم من ، آن تابستان ، غزال ، راز گل پیچک ، سراب ، دلارام ، روزهای خوب عشق ، بهای عشق ، پونه ، تشت خون ، پیراهن صبوری ،یگانه ی عشق ، مسلخ عشق ، عطر نفس های تو ، نیرنگ فرنگ ، کلبه های غم ، پیمانچندتاشو خودم نخوندم،مهسا معرفی کرده.
پ.ن: اگه می بینین به راحتی انقد از دنیای مجازی دوری می کنم و می تونم دوری از نت رو تحمل کنم فقط به خاطر وجود موجود عزیزی به اسم مهساست
.البته مجبورم دیر به دیر بیام.دسترسی ندارم.ولی مهسا شده همه ی زندگیم.مطمئنم بدون اون نمی تونم نفس بکشم.وجودش تو زندگیم خیلی تاثیر داره
.خودشم میدونه که پیش مرگشم ، اون نباشه منم نیستم. البته این دوست داشتن یه طرفه نیستا. 4ساله که دوستیم و من تازه فهمیدم که عزیزترین شخصه برام
.تورو خدا براش دعا کنین.هر کی اینجا رو می خونه حتما برای مهسا دعا کنه
.مرسی
سلام
خوش اومدم
من این چند وقت اصلا اعصاب ندارم
(در این حد و بیشتر)
گویا ر***** شده به تابستونم
این چند وقته همش در بغض به سر می بریم.

فقط اومدم یه عرض اندامی کرده باشم
خدافیسی
پ.ن:من بعد از یک سال دانلود کردن برنامه ی quick smile ، تازه یافتمش.
یه جا قایم شده بود کلک
پ.ن:بعضیا خییییییییییییییییلی نامردن که نمی پرسن " نی نی زنده ای؟مرده ای؟اصن هستی؟"
الان اینجوری ام-->
تورو خدا من که نمی تونم بیام نت تهنام نذالین گیده.گنا دالما
هووووووووووووو!تو که می تونی اس ام اس بدی چرا نمی دی؟
خیلی نامردین همتون
فقط مهسا نی نی رو دوس داله قفونش بچسبم![]()
پ.ن:من برگردم بلاگفا آیا؟
پ.ن:الان ساعت ۰۲:۲۰.(بامداد
)صب ساعت 7 باید بیدار شم که تا 8 کلاس زبان باشم
.این ترم خیلی گند بید.اصن کشش ندارم
.تایمش هم بد موقعیه
غر غرو هم خودتونین هااااااااااااااااا
پ.ن:ما رفتیم.برگشتنمون با خداست
من درس می خونماااااا...![]()
الانم فقط واسه تحقیقی
که داشتم اومدم نت![]()
حال شوما؟![]()
من خوفم.ولی نه به خوبیه بعضیا...![]()
بازم محتاج دعام.
زیاده عرضی نیست...![]()



روز تولدت شد و نيستم اما كنار تو
كاشكي مي شد كه جونمو هديه بدم براي تو
درسته ما نميتونيم اين روز و پيش هم باشيم
بيا بهش تو رويامون رنگ حقيقت بپاشيم
ميخوام برات تو روياهام جشن تولد بگيرم
از لحظه لحظه هاي جشن تو خيالم عكس بگيرم
من باشم و تو باشي و فرشته هاي آسمون
چراغوني جشنمون، ستاره هاي كهكشون
به جاي شمع ميخوام برات غمهات و آتيش بزنم
هر چي غم و غصه داري يك شبه آتيش بزنم
تو غمهات و فوت بكني منم ستاره بيارم
اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بكارم
كهكشونو ستاره هاش درياو موج و ماهياش
بيابونا و بركه هاش بارون و قطره قطره هاش
با هفت تا آسمون پر از گلاي ياس وميخک
بال فرشته ها و عشق و اشتياق و پولک
عاشقتو يه قلب بي قرار و کوچک
فقط مي خوان بهت بگن تولدت مبارک


***
رونیکای گلم تفلدت با هوارتا آرزوی قشنگ مبالک![]()
میدونم که میدونی بی اغراق(؟)می گم دوستت دارم
***


من عاچق (عاشق) بادکنکم

رونی جونم شمعارو فوت کن که کادوها رو وا کنیم

اینا کادوهای من(باور کن انگده دوس دالم کادوی واقعی بهت بدم.از طرف مامان اجازه صادر شد که اگه شرط و شروطی رو که گذاشته درست انجام بدم هرجا با هرکی که دلم خوااست می تونم برم.اگه تابستون اومدی ایران می بینمت کادوتم میدم)

خوب حالا شیمک(شیکم)
با عرض مهذلت.پولم نرسید فقط واسه رونی کیک خریدم دی:

خوب کیک که نخوردین.بفرمایین دسر
...

خوب دیگه بفرمایین خونه هاتون
خسته نباشید و نباشم


پ.ن:ببخشید که دیر آپ کردم.نتم قطع بود.اون کامنت اول رو صبح از سایت هنرستان گذاشتم.دیگه عزمم رو جزم(؟)کردم که بیام و تبریک بگم.دیر شد.ولی بازم بد نشد.بازم تولدت مبارک عزیز دلم
پ.ن:من تا ۲۳ خرداد نمیام.امتحان دارم.واسم دعا کنین چون اگه امتحانامو خوب بدم به همه ی خواسته هام می رسم.میسی![]()
پ.ن:آفتابلاگ پدرمو درآوردی.خدا پدرتو درآره
از ساعت ۱۰:۳۰ دارم آپ می کنم.الان که ۳:۳۰ هستش تموم شد...
۱.خسته ام!!!خیلی خسته ام!!!![]()
۲.وبلاگستان امروز نه تنها سرده بلکه سوز شدیدی هم میاد(اگه تو بری منم میرم)![]()
۳.من به خودم میبالم که یک ایرانی ام با فرهنگ و تمدن ایرانی.
ولی این یهنی چه آیا اگه راست می گین؟!هان!![]()

۴.دلم واسه بلاگفا
تنگولیده بود که ییهو با سیستم دیگری از آفتابلاگ مواجه شدم!!!
خودش سیستم آپلود دارههههههههه!!!![]()
۵.با بنتوس(bentoOos)
لاکپشت گوگولوی زلا جونم آشنا شید~~>
بنتوس از بالا

بنتوس در حال نگا کردن به دوربین!!!![]()

یَک باحالههههههههه!
لاکپشت به این فِرزی(ض.ذ.ظ؟)ندیده بودم.می دوئه هاااااا![]()
۵.امروز بیمارستان بودم.یه سر با دلی رفتیم طبقه ی هفتم که بخش بیمارهای روانی بود.
گفت همه ی درا بسته اس.نترس نمیان بیرون.یه سر و صدایی میومد که نگو
اعصاب واسم نموند.یکیشون هی داد میزد پرستاره رو صدا می کرد اونم انگار نبود.یهو از اتاقش اومد بیرون
منو میگی....
دلی گفت طبقه ی پایین بخش قلبه.ناراحت نباش.طوریت نمی شه![]()
۶.ما بریم لالا.دیگه صدای گونجیشکا و اینا درومد![]()
بعد از ثبت پست قبل تا حالا مشغول چتیدن با نازلی جونم قفونش بلم بودم![]()
خوچحالم از چت کردن باهاش.احساس می کنم کمی تا قسمتی خالی شدم
ولی بغض مثه یه غده تو گلوم داره خفه م می کنه![]()
***
از هقته ی پیش بازی زیبای مشاعره (از شعرای خواننده ها) روی کاغذ رو تو کلاس رواج دادم
(خوشم میاد همیشه کاشفم!)
خیلی باحاله !حالا عکس کاغذارو می ذارم ببینین
یه ردیف همه مشاعره می کنیم.هر کی با یه رنگ نوشته.اینگده خوچگل شدههههههههههه![]()
***
به نی نی رای بدین پلیز:
http://www.persianweblog.ir/topblogs
میسی
***
نازلی رو هم دیدم بالاخره![]()
جیگملشو![]()
***
بوس بوس
پ.ن:رونی جونم عجیج دلم اینو بدون که همیشه دوست داشتم و دالم و خواهم داشت![]()
چه وبلاگستان سرد شده!![]()
سرد و خاموش...
دیگه دوسش ندالم.قهنم باهاش....![]()
همه یا رفتن یا بقیه از رفتن اونا ناراحتن و عزادار!!(مثه خود من!)
امروز تا چند دقیقه ی پیش قرار بود برام روز خوبی باشه.اما...
رونیکای گلم رفت
.با اینکه باهاش رابطه ی فیزیکی نداشتم ولی بازم ....
من زیاد نمی تونم بیام نت.امروز اومدم و مثه همیشه رفتم سراغ کامنتا !
با دیدن کامنت نازلی (که فک می کنم ازم گله داره) رفتم وبلاگش...
بالا اومدن وبلاگ نازلی همانا و سرازیر شدن اشکا و حمله ی درد قلبم همانا...![]()
نمی دونم حالم رو چطور توصیف کنم . ولی واقعا در یک آن خورد شدم.
با فشار عصبی ای که بهم وارد شد دستام توان خودشونو از دست دادن.![]()
خدا می دونه این پست رو چجوری دارم می نویسم.
بغض داره خفه م می کنه...![]()
خداحافظ رونیکای عزیزم![]()
خداحافظ اولین دوست صمیمی اینترنتیم!![]()
می دونم انقــــــــــــــــــــــــــــــــد که من دوست دارم تو منو دوس نداری. شاید از بعضی از پستایی که تو اون وبلاگم گذاشتم اینو فهمیده باشی که من واقعا دوست دارم.از ته دل...
برات آرزوی موفقیت و بهترین ها رو دارم![]()
اسکل دیدین؟!![]()
اومدم واسه دوستم کامنت بذارم.بعد از ثبتش دیدم لینکم خیلی زیبااااااااااا اون پایین داره خودنمایی می کنه.منم اومدم یه وبلاگ دیگه سازیدم خوووووووووووو...بمن چه...![]()
بازی:
محدثه جونم
عجیج دلم منو به بازی دعوتیده بود.الان می خوام بازی چنم![]()
۱- عبارت ششکلمهای را در وبلاگ خود پست کنید (در صورت لزوم توضیح هم اضافه کنید)
2- به کسی که شما را دعوت کرده است، در این پست لینک بدهید
3- پنج وبلاگ دیگر را با لینک به بازی دعوت کنید.
4- به وبلاگهای دعوتشده اطلاع دهید و برای آنها دعوتنامهای بفرستید.
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر!
همیشه خراشی است روی صورت احساس...
به به!![]()
کف مرتب.خواهش می کنم خجالت زده م نکنین![]()
خوب حالا کیا دعوتن آیا؟
سها
مریم
نگار
رونیکا
فلفل بانو![]()
پیوست:صدف هم منو دعوتید.ولی اولویت با محدثه عجیجم بود
نام خلیج فارس از نقشه آنلاین گوگل حذف و نام جعلی خلیج عربی جای آن قرار گرفته ! ![]()
به خاطر ایرانی بودن و شرف و غیرتتون به صفحه زیر برید و فرم 3 فیلدی اعتراض رو پر کنید . (فقط 2دقیقه کار داره)
http://www.petitiononline.com/sos02082/petition-sign.html?
طریقه امضا:
سه تا کادر باز میشه
اولی اسم خودتون
دومی ادرس e_mail خودتون
و در گزینه سوم
persian Gulf = yes
فقط خلیج فارس رو بنویسید .
پیوست:من با هر چی ایمیل داشتم امضا دادم.
(امضا نمیدم آقا.افتخار نمیدم
)
1.2.3
الو الو صدامو دارین؟![]()
امتحان میشه...
* چنام چنام حال چوما؟ اگه فک کردین که از دستم خلاص شدین ، کور خوندین(هه هه) ![]()
* نی نی و آنچه گذشت:
من از روز تولدم تا امروز نیومده بودم ببینم چه خبره یعنی تو مدرسه ، ساعتی که تو سایت کار داشتیم یه سر اومدم دیدم و از صبح روز یکشنبه 18/1/87 تا الان دیگه نفهمیدم چه خبره. این یکشنبه یهو دلم هوای وبلاگمو کرد ، اومدم دیدم (WoW) چه خبره!!!!!!!!!!
خین و خین ریزیه.گیس و گیس کشیه. اصلا فک نمی کردم مهپاره همچین کاری کنه.بمن گفت تو نت کار داره و باید حتما بره.منم گفتم باشه و رفتم که کادوهارو جمع کنم بیارم تو اتاقمو لباسمو عوض کنم... خلاصه بهش زنگیدم و توپیدم که چرا اینکارو کرده ، چرا موضوعی که بین خودمون بوده رو فاش کرده؟(همین موضوع که من حالم بد بود) قربونش بشم ببخشید عسیسم.خیلی بدرفتاری کردم
* دلیل اسباب کشی نی نی به این وبلاگ:
آدرس وبلاگم فاش شده بود بین چند نفر از دوستام و من اصلا راضی نبودم که بیان و بخونن.هر چقدم گفتم بشر(ها)! نخونین.گوش نمی کردن که گوش نمی کردن. دیگه کار به جایی رسید که هرکدوم هم واسه خودشون یه وبلاگ دست و پا کردن (با تشکر از زحمات بی شمار اینجانب) و منو لینک! کردن.تو سایت هم تا رومو بر می گردوندم می دیدم همه ی بچه ها دارن از مطالبم مستفیض می شن. منم که اعصاب خراااااااااااااااااااااااااب! ![]()
تصمیم نی نی ای:![]()
تصمیم گرفتم با اسباب کشی و تغییر نام به زندگی در دنیای مجازی ادامه بدم. والسلام
* نی نی و بی وفایی! ![]()
چند نفر دلخورن که چرا وقتی آپ می کردم بهشون خبر نمی دادم.یا چرا براشون کامنت نمی ذاشتم.
جواب نی نی ای:
نگار جان!
خودت خوب میدونی که من آدم کینه ای نیستم.و اینم خوب می دونی که اتفاقی بین منو تو نیفتاده که بخوام ازت ناراحت باشم. پستی که قبل از عید گذاشته بودم یه پست خدافظی بود.چون واقعا کلافه بودم و دلیلش رو خودمم نمی دونستم.بعد از عید به اصرار مهپاره با اینکه دستم به نوشتن نمی رفت ( بچه هایی که باهاشون اون شب داشتم چت می کردم خبر دارن.از جمله محدثه ) مجبور شدم بنویسم.از خود سابجکت هم که معلوم بود دیگه.یه آپ یواشکی بود و فقط محدثه و مهپاره و زهرا و صدف خبر داشتن.من واسه هیچ کس کامنتی در مورد پست جدیدم نذاشتم. تا امروزم که نت نیومدم که واسه کسی کامنت بذارم. مِن بعد هم نمی تونم زیاد به وبلاگا سر بزنم.یعنی سر می زنم.وقت کامنت گذاشتن رو ندارم.هرکی کامنتی از من دریافت کرد خوچحال بشه(دی:) ![]()
پیوست ها:
1.حالا میشه یکی بهم بگه چگونه می توان آرشیو را منتقل کرد (گردانید،move کرد)؟
۲.کسی اعتراضی گله ای شکایتی انتقادی پیشنهادی تبریکی حرفی سخنی چیزی نداره آیا؟
(اون مشت من بود که میاد تو صورت کسی که انتقاد و شکایت داشته باشه
)
۳.همچنان منتظر آماده شدن قالب خود می باشیییییییییییییم.(دی:)یکی میشه تا وقتی که قالبم حاضر شه یه اکانت تو بلاگرولینگ واسم بسازه؟یا حداقل بگه خودم بسازم،چون نمی دونم کجا باید برم.تو سایت بلاگرولینگ که میرم میگه فیلتر شده!!!!!!!!!!!
۴.به 2 دونه بازی دعوت شدم در مدتی که غیبت داشتم.یکی از طرف خاله محدثه و اون یکی از طرف مهسا.2تا پست بعدیم بازیه ایشالا. فقط بعضیا یادشون باشه که تو بازیایی که دعوتشون کردم شرکت نکردن.
۵.خداییش حق بعضیا بود که آدرس اینجا رو بهشون ندم.چون قدرنشناسن و مارو داخل آدم حساب نمی کنن. ولی چاره ای نداشتم ![]()
آخرین پست در آفتابلاگ